أبو الحسن الشعراني

139

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

آنكه اوّل نيّت نماز عصر كند ، آن‌گاه عدول به ظهر نمايد . « 1 » مؤلف : راوى خبر گويد كه آن سال كه رسول صلّى اللّه عليه و آله به حجّ وداع مىشد . . . و رسول صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين بر احرام بودند و بيش‌تر مردمان كه با رسول صلّى اللّه عليه و آله بودند ، هدى نداشتند . خداى تعالى اين آيه فرستاد : وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ « 2 » تا به آخر آيه . رسول صلّى اللّه عليه و آله صحابه را جمع كرد و آيه بر ايشان خواند و گفت : هركه هدى رانده‌اى بر احرام بايستى و هركه هدى نرانده‌اى حلال شوى كه خداى تعالى اين آيه بفرستاد پس بفرمود : و دخلت العمرة فى الحجّ ؛ و عمره در حجّ شد و شبك بين أصابعه ؛ و انگشتان درهم افكند . علّامه شعرانى : نووى شارح صحيح مسلم براى اين كلام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چهار معنى نقل كرده است : اوّل آنكه مراد از داخل شدن عمره در حجّ ، جايز بودن عمره است در ماه‌هاى حجّ كه شوّال و ذى القعده و ذى الحجّه است . دوم آنكه مراد حجّ قران است به مذهب اهل سنّت ؛ يعنى حجّ و عمره را به يك احرام متصّل كردند . سوم آنكه افعال عمره داخل حجّ گرديد ؛ چون طواف و سعى و تقصير در حجّ است و چون عمل حجّ تمام كند ، عمره واجب نيست به مذهب ابى حنيفه . چهارم آنكه جايز است عدول از حجّ مفرد به عمرهء تمتّع و اين مذهب ماست و مذهب احمد حنبل ؛ چون وقتى كسى عدول كرد ، عمره را داخل حجّ كرده و حجّ تمتّع با عمره پيوستگى دارد ، بر خلاف حجّ مفرد و عمرهء مفرده . و بايد دانست كه آن متعه كه خليفهء ثانى نهى كرد ، بعض عامّه گويند [ كه ] مطلق حجّ تمتّع بود و نهى تنزيهى كرد نه تحريمى و به قول بعضى - چنان‌كه در شرح لمعه « 3 » و ديگر كتب آورده‌اند - عدول از حجّ افراد است به تمتّع . « 4 » مؤلف : و فقها گفتند كه آن متمتّع را كه هدى واجب بود ، محتاج بود به چهار شرط :

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 108 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 196 . ( 3 ) . الروضة البهيّه ، ج 2 ، ص 212 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 109 .